سلام به روی ماهتون:
این وبلاگ به نام www.b-to.pib.ir تغییر کرده
| X Close | ||
|
book |
| :: پروفايل :: گالري عکس :: آفتاب لاگ :: طراح قالب |
|
|
|
|
روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشتههاست و به کارهای آنها نگاه میکند، هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامههایی را که توسط پیکها از زمین میرسند، باز میکنند، و آنها را داخل جعبه میگذارند.
مرد از فرشتهای پرسید: شما چکار میکنید؟!
فرشته در حالی که داشت نامهای را باز میکرد، گفت: این جا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل میگیریم.
مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت میگذارند و آنها را توسط پیکهایی به زمین میفرستند.
مرد پرسید: شماها چکار میکنید؟!
یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمتهای خداوندی را برای بندگان میفرستیم.
مرد کمی جلوتر رفت و دید یک فرشتهای بیکار نشسته است.
مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟!
فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است، مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند، ولی فقط عده بسیار کمی جواب میدهند.
مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه میتوانند جواب بفرستند؟!
فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند:
"خدایا شکر"
سال اول : چادر بلند(تا حدي كه به زمين مي خورد) ، مقنه (از نوع فلسطيني يعني فقط چشم ها ديده مي شوند) ، كيف دانشگاه ، بيرون ، خريد و لباسشون هم يكيه، جواب متلك پسرا:برو احمق عوضي استغفرالله ، معدل: بالاي 18
سال دوم : چادر از كمر (ولي باز هم به زمين مي خورد ) ، گاهي مقنه(ايراني يعني فقط صورت ديده مي شود) و گاهي هم روسري مشكي ،كيف دانشگاه و مهماني يكي ولي كيف خريد و لباس جدا از هم ، جواب متلك پسرا : ببين ، برو اذيت نده ، معدل: بالاي 50/16
سال سوم : مانتو بلند (به زمين مي خورد و چادر هم كنار گذاشته شده) ، به جز دانشگاه همه جا روسري ، اگر خدا بخواد يك كوچولو هم آرايش ، خريد 10 نوع كيف براي 10 نوع مكان ، جواب متلك پسرا : شمارتو بده شايد زنك زدم ، معدل : بالاي 15
سال چهارم : مانتو تنگ و كوتاه ، به جز دانشگاه همه جا روسري ، يه پاش تو كافي شاپ ، يه پاش تو كلاس و يه پاش تو كميته انضباطي دانشگاه ،آرايشي مي كنه كه از سنگيني مواد چشاش به زور باز مي مونه ، خريد 50 نوع كيف ، مانتو ، پالتو ، كفش ، ساعت و ... براي 50 نوع مكان ، جواب متلك پسرا: ديگه متلك نيست كه با 19 تا پسر رابطه داره .
نتيجه گيري: دخترا {پردردسرِ خائنِ ترسوِ ريري(دوباره رو اين كلمه كمي فكر كنيد)} جو گير ترين ، مزخرف ترين و منگل ترين مخلوق خدا هستند درست ير عكس پسرا
حالا ميخوام ببينم تو دختري يا پسر . باور نمي كني تست ها رو بزن آخرش مي بيني راست گفتم يا نه: 5 سوال ، 5 جواب وقت براي پسرا 3 دقيقه ، براي دخترا 3 ساعت # به نظر شما پسرا واسه چي به دخترا پيشنهاد دوستي مي دن؟ 1) عاشق دختران 2)دخترا را دوست دارند 3)واسه اينكه بازيشون بدن 4)منگل گير آوردن # به نظر شما چند درصد دخترا خوشگل و باهوش اند؟ 1) 100 2)75 3)25 4)صفر (چون اين سوال سخت راهنماييتون مي كنم گزينه يك غير ممكن است) #) لطيف ترين مخلوق خدا چيه؟ 1)دخترا 2)كبوترا 3)اسب ها 4)پسرا #) دخترا بيشتر به چي فكر مي كنند؟ 1)لاك،آستون و ... 2)درس و مشق 3)خيابان و آدماش 4)دوست پسرشون #)خدا چرا دخترا رو آفريد؟ 1)پسرارو بازي بدن 2)زندگي بهتر شه 3)زندگي بد تر بشه 4)پسرا اونارو بازي بدن جواب ها: جواب تمامي سوال ها گزينه 4 است البته اگر گزينه هاي 3 را هم بزنيد بر ما قبول است(شعر گفتم) دختري يا پسر: اگر نمره تو كمتر از 10 است تو از گروه پردردسرِ خائنِ ترسوِ ريري(دوباره رو اين كلمه كمي فكر كن) هستي. يعني تو يك دختر هستي و من از تو خيلي بدم مياد ولي اگر نمره ات بين 10 تا 20 باشد تو يك پسر يعني بهترين مخلوق خدايي ديدي راست گفتم كه مي تونم تشخيص بدم
Prince of persia
بازي شاهزاده ايراني در کشور ما محبوبيت بسيار زيادي دارد و نخسه جديد اين بازي به نام محاصره دلاوران شهرت آن را از اين هم بيش تر کرده است. اين بازي نکته هاي مخفي زيادي دارد که شايد جالب ترين آنها جايگاه ارتقاي عمر مي باشد که جون شاهزاده را بيشتر ميکند . پيدا کردن تمام اين جايگاه ها واقعا مشکل است . اين بازي 9 جايگاه ارتقاي عمر دارد که گرفتن تمام آنها نه تنها باعث قدرتمند شدن شاهزاده دارد بلکه به شما اين امکان را ميدهد تا بازي را به روش جديدي و متفاوت به اتمام برسانيد . با گرفتن هر 9 ارتقاي عمر در انتهاي بازي بايد با خود داهاکا روبرو شويد و به جاي تسليم شدن با او يک نبرد جانانه کنيد و او را بکشيد . احتمالا اين موضوع براي تمام علاقه مندان اين بازي بسيار جالب توجه است چون ما مجبوريم در طول بازي بارها از دست داهاکا فرار کنيم و کلي حرص بخوريم پس اکنون وقت انتقام است .
۱- درست بعد از نبرد با شادی ( دختر سیاه پوش ) برای دومین بار و شکست دادن او کمی به عقب برگردید و از چند پله بالا بروید در وسط یک صحن کوچک مجسمه ای نسبتا بزرگ دیده میشود در مقابل آن کلیک راست بزنید تا شاهزاده لبه آن را بگیرد سپس مجسمه را به وسط صحن بکشید تا راهی مخفی باز شود و شما را به اولین مکان ارتقای عمر برساند.
۲- برای دست یافتن به دومین ارتقای عمر ابتدا باید قدرت آهسته کردن زمان را به دست آورید به راهتان ادامه دهید تا به داهاکا (موجود سیاه غول پیکر) برسید از دستش فرار کنید تا سرانجام به تونل زمان دیگری برسید که شما را به زمان گذشته میبرد بعد به راه خود ادامه دهید بعد از مدتی یک صحنه نمایش داده میشود که در آن مرد حشره ای به طرف شما تبر پرتاب میکند اگر دقت کنید قبلا اینجا بودید از میله بالا روید تا به پرچم برسید بعد که در باز شد به بیرون بروید بعد دری مقابل خود میبینید که طاقی با دو ستون دارد حال به جای مستقیم از دیوار سمت چپ بالا بروید و به سرعت بپرید تا به بالای طاق برسید مسیرتان را به سمتی که دشمنان دیده میشوند ادامه دهید آن ها را بکشید تا به پلکانی برسید که در سمت چپ آن یک دکمه زمانی است روی آن بروید و با زدن دکمه R زمان را کند کنید و از پله ها بالا بروید رو به روی شما یک دریه است سریع خود را داخل آن بیندازید تا این راه شما را به دومین جایگاه برساند.
۳- زمانی که شمشیر مار را به دست آوردید (از دختر قرمز پوش گرفتید) میتوانید به سراغ سومین جایگاه بروید این همان شمشیری است که از آن به عنوان کلید استفاده میکنید تا در سرسرای اصلی قصر سکوهای بلند به وجود آورید اکنون باید اهرمی را که بهشمشیر به وجود آمده است بچرخانید تا جهت آن درست بر خلاف برآمدگی باشد که قبلا شمشیر را روی آن قرار دادید با این کار سکوی بلند مهو میشوو سکوهایی به طرف قعر پرتگاه نمایان میشود حالا باید به لبهی پرتگاه بروید درست در کنار برامدگی که شمشیر را در روی آن به کار گرفتید از لبه پرتگاه آویزان شوید و سپس بپرید دقت کنید که درست هنگام رسیدن به دیوار روبرو باز هم دکمه پرش را بزنید و با کمک دیوارها به پایین بیاید یک لبه پایین تر بیاید تا به آخرین لبه پرتگاه برسید حالا با راه رفتن روی دیوار خود را به سمت راست تصویر برسانید و درست در انتهای مسیر بپرید به محض رسیدن به دیوار روبرو دوباره بپرید تا به بالای دیوار برسید باز هم از سمت راست روی دیوار راه بروید و به محض رسیدن به آخر تصویر بپرید و با دیوار بازی کنید تا به آخر مسیر برسید و سپس در مسیری که مشخص است به سوی سویمین جایگاه بروید یک نکته دیگر اینکه هنگامی که شمشیری را که دیوار را میشکند به اینجا بیاید و از همان دری که به سمت جایگاه رفتید داخل نشوید سمت راست یک دیوار هست که از آن شن میریزد دیوار را بشکنید تا صلاح مخفی را که چوب هاکی است را به دست آورید.
۴- برای پیدا کردن چهارمین جایگاه هنگامی که مشغول حل معمای آب اول هستید وارد باغی میشوید و از نردبان بالا میروید و پس از جنگ با مرد کلاغی به یک اهرم میرسید با چرخندان اهرم دری که از آن وارد شدید بسته میشود و در دیگری باز میشود که شما را به جایی حیاط مانند میرساند که پر از دشمن است پس از کشتن دشمنان قاعدتا باید از لبه ستونی که در وسط حیاط قرار دارد و نقش سوسسچ را بازی میکند آویزان شوید تا صندوقی نمایان شود اما به جای این کار به گوشه سمت چپ تصویر بروید و به لبه پرتگاه نزدیک شوید دور تمام پرتگاه نرده ای وجود دارد به جز همین قسمت انتهایی از آن جا آویزان شوید و به کمک لبه های پایینی به سکوی پایینی برسید روی دیوار راه بروید تا به یک در برسید از آن عبور کنید در سمت دیگر پرتگاه باز هم به کمک لبه هایی متعدد به سمت پایین بروید و به مسیری که چهارمین جایگاه ارتقای عمر منتهی میشود.
۵- این یکی خیلی ساده است و درست بعد از این که دومین معمای آب را در باغ قلعه حل کردید به دست می آید برای این که بتوانید در قصر را باز کنید باید دو معمای آب حل کنید دومی مربوط به حیات بزرگ است که چند سکوی بسیار بزرگ دارد و شما باید با بالا رفتن از سکوی اول و رساندن خودتان به چند اهرم و چرخوندن آنها علاوه بر این که خودتان را به آخرین اهرم برسانید آب را از لبه سکوهای بلند جاری کنید تا دومین معمای آب حل شود و در اتاق اصلی قصر باز شود درست بعد از این که آخرین اهرم را که در اتاق کوچکی قرار دارد چرخاندید (در اتاق نیمه باز است باید با زدن دکمه ی فاصله از آن رد شوید ) آب به داخل اطاق میریزد به جای برگشتن از مسیری که آمدید از سکوهای همان اتاق استفاده کنید تا خودتان را به بالای اتاق و جایگاه ارتقای عمر پنجم برسانید.
۶- هنگامی که سرگرم جلو رفتن در مسیرهای گیج کننده برج ساعت هستید مسیر شما به پرتگاهی میرسد که یک سوی آن شما هستید و سوی دیگر آن یک آدم مصنوعی خودکار غول پیکر که به سمت شما مواد منفجره پرتاب میکند (البته این مواد منفجره در اصل همان حیوانات انفجاری آتشین هستند که بارها با آن ها جنگیده اید ) در سمت راست تصویردیواری وجود دارد که شکاف برداشته کافیست به کنار شکاف بروید تا غول به سمت شما مواد منفجره پرتاب کند تا آن خراب شود راهی که باز میشود شما را به ششمین جایگاه میبرد البته شکاف سمت چپ را هم به همین روش باید از بین ببرید .
۷- وقتی شمشیر عقرب را به دست آوردید به سرسرای بزرگی میرسید ویک غول بزرگ به جنگ شما می آید پس از مبارزه و شکست او نردبانی به سمت پایین می آید اگر از آن بالا بروید به اتاقی بزرگ شبیه به حیات میرسید که وسط آن خالیست در آنجا باید با چند دشمن بجنگید دو دیوار قابل شکستن در این محوطه وجود دارد یکی از آنها کلیدی زمانی را در خود دارد و دیگری در بسته ای ابتدا باید کلید را فشار دهید و سپس با آهسته کردن زمان از در عبور کنید تا به هفتمین مکان برسید.
۸- پس از اینکه به کتابخانه رسیدید و مسیرتان را ادامه دادید به مکانی میرسید که در آن شاهزاده باید دو کتابخانه را به سمت بیرون بکشد و به بالا رفتن از آن مسیر را ادامه دهد اگر کمی مسیر را بر روی لبه های نازک ادامه دهید به دو اتاقک گرد میرسید که روی یکی از آن ها نینجایی وجود دارد و باید او را از بین ببرید از روی لبه این اتاقک به لبه اتاقک دیگر بپرید و مسیر دایره ای را طی کنید تا به دیواری برسید که دارای سه لبه است که در بالای یکدیگر واقع اند با پرش و استفاده از این لبه ها به سمت دیگر دیوار بروید و خودتان را بالا بکشید تا از طریق یک شکاف به محوطه ای مخفی برسید این محوطه شما را به هشتمین ارتقای عمر میرساند.
۹- برای رسیدن به آخرین جایگاه باید به ابتدای بازی جایی که اول از دریا شروع شد و بعد شما به جایی که شادی (دختر سیاه پوش ) را تعقیب میکردید و بعد شادی از دری عبور کرد و پشت سر او بسته شد و بعد از داخل پرتگاه دشمنان بالا آمدند و شما بعد از کشتن آنها و شما از چند میله وسکو بالا رفتید تا به او برسید نام این منطقه در نقشه SOUTHRN PASSAGE هست سپس اگر کمی جلو بروید به همان اتاق که شادی پشت در از نظر مخفی میشود وقتی شمشیر با قدرت شکستن دیوار را به دست آوردید باید به این اتاق برگردید و با کمک سکو و میله ها به بالای اتاق بروید در بالا ترین جایگاه به جایی میرسید که با میله های کج و معوج مسدود شده است با شمشیرتان این میله های آهنین را بشکنید و جعبه هایی را که پشت این میله ها قرار دارد را به کنار دیوار و کنار سکو بیاورید روی آن بروید و به بالا نگاه کنید تا مسیری مخفی روی سقف بیابید با کمک جعبه ها خودتان را به این مسیر برسانید و به نهمین و آخرین جایگاه برسید اکنون که هر نه ارتقای عمر را گرفتید میتوانید بازی را به شکلی متفاوت و البته دشوارتر به پایان برسانید و با دهاکا بجنگید اما برای این کار به شمشیر ویژه ای احتیاج دارید چون سلاح معمولی به دهاکا آسیب نمیرساند پس به اتاق ساعت شنی بروید و از وسط اتاق شمشیر آب را بردارید بازی را ادامه دهید تا در صحنه پیانی نبردی نفس گیر را با نگهبان شن های زمان دهاکا داشته باشید.
فرق مگس و پلنگ:
مگس رو وقتی می رینی میبینی ولی پلنگ رو وقتی میبینی میرینی
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
قزوینیه به دوستش میگه: یه پارتی گرفتم بکن بکن
دوستش میگه : إإإإإإإإإإإإإ ... کیا هستن؟
قزوینیه می گه : نخواستم زیاد شلوغ کنم . خودم و خودتیم
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
بچه میمونه به مامانش می گه : مامان من چرا انقدر زشتم؟
مامانش میگه : برو خدا رو شکر کن که مثل اونی که داره الان این اس ام اس می خونه
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
تو قزوین زلزله میاد از سقف یه بچه میفته پایین
قزوینیه می گه: اه ه ه ه هنوز زلزله تموم نشده کمک مردمی رسید
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
می دونی فرق منشی خوب با منشی خیلی خیلی خوب چیه؟
منشی خوب می گه:صبح بخیر رئیس
منشی خیلی خیلی خوب می گه:صبح شده رئیس
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
ترکه می ره خواستگاری
می گن مهریه دختر ما۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تومنه
ترکه می گه : چه خبره ؟ مگه شبی چند حساب کردی
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
جدید ترین فیلم های جشنواره ی فیلم قم:
۱.آخوندی با کفش های کتانی
۲.عمامه ای برای دو نفر
۳.صیغه شدگان
۴.عبا قرمزی
۵.من بچه شیخ ۱۵ سال دارم
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
تنها طنین شب های من صدای توست. تنها تو هستی که در نیمه شب صورتم را نوازش می کنی.
تنها دلیل شب بیداریم تو هستی ای پشه
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
فرق بین استرس - ترس-وحشت:
وقتی استرس داری که می فهمی زنت حاملست
وقتی می ترسی که می فهمی دوست دخترت حاملست وقتی وحشت می کنی که می فهمی
هر دو تا شون حاملن
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
فرق زن با قلیون :
روی قلیون ۵ دقیقه کار می کنی ... ۳ ساعت حال می ده
روی زن ۳ ساعت کار می کنی ...۵ دقیقه حال می ده
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
دیگه از چشمام افتادی .فهمیدی ؟ . . . . . . افتادی صاف توی قلبم .! . ماهی قرمزه کوچکی هستم در دل شیشه ای تو ........ مواظب باش دلت نشکنه که من میمیرم . همین الان از آسمون باهام تماس گرفتن و گفتن قشنگترین و مهربون ترین فرشتشونو گم کردن ....... اما نترس به خدا من لوت نمی دم . می دونی قشنگترین گل دنیا چه شکلیه ؟ پس برو خودتو توی آئینه نگاه کن . در تاریکی شب ۳ شمع روشن کردم. اولی برای بودنت دومی برای دیدنت و سومی برای بوسیدنت در آخر هر ۳ شمع را خاموش کردم برای در آغوش گرفتنت . عشقت را نثار کسی کن که لیاقت آنرا داشته باشد نه تشنه چون هر تشنه ای روزی سیراب می شود . چشم وقتی زیباست که پر از اشک باشد .... اشک وقتی زیباست که برای عشق باشه .... عشق وقتی زبیاست که واسه تو باشه ...... تو وقتی زیبایی که واسه من باشی . زندگی قشنگه اگه برای تو باشه ........مرگ قشنگه اگه برای تو باشه .......دلتنگی قشنگه اگه به خاطر تو باشه...... من قشنگم اگه با تو باشم ....... اما تو هر جور باشی قشنگی . اگه زنبور نیشت زد ناراحت نشو ...................چون حتما خیلی گلی . به خدا گفتم : خدایا چرا منو اینقدر ناز آفریدی ؟ گفت : کجا شو دیدی اونی که این اس ام اس رو می خونه از تو ناز تره . وقتی معلم پرسید عشق چند بخشه زود دستمو بالا گرفتم گفتم : یک بخش اما از وقتی تورو شناختم فهمیدم عشق ۳ بخشه : ۱. عطش دیدنه تو ۲. شوق با تو بودن ۳. و اندوه بی تو بودن . اسمت رو گذاشتم گل ترسیدم پژمرده بشی . گذاشتم خورشید ترسیدم غروب کنی . گذاشتم جونم که اگه خدایی نکرده رفتی منم برم . از کسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید دیگه هیچ کسی رو مثل اون دوست نداشته باشی . از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن چون شاید هیچ وقت هیچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه . همه میگن باید برای رسیدن به عشقت از دنیا بگذری ولی تو که دنیا ی منی چطور ازت بگذرم . شراب را دوست دارم چون رنگ خونه . خون را دوست دارم چون در رگ جاریست . رگ را دوست دارم چون به قلب راه داره . قلب را دوست دارم چون جایگاه توست . یادته یه روز بهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکونه یه نامردی اشکهاتو ببینه و بهت بخنده . گفتم : اگه بارون نباره چی ؟ برگشتی و گفتی : اگه چشمهای تو بباره آسمون هم گریش میگیره . گفتم : یه خواهش ازت دارم وقتی که آسمون چشمهات میخواد بباره میشه تنهام نذاری ؟ گفت : به چشم............ اما حالا دارم گریه می کنم ولی آسمون نمی باره تو هم اون دور ایستادی و بهم می خندی . وقتی گریه می کنم تو را در اشکهایم میبینم................ ولی اشکهایم را پاک میکنم تا کسی تو را نبیند . زندگی ۳ چیز بیشتر نیست : ۱. به اجبار به دنیا آمدن . ۲. با غم زیستن . 0. با آرزو مردن . چنان غرق نگاهت شدم که هیچ غریق نجاتی کار از پیش نبرد . اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم هیچ وقت برای آمدنت باران را بهانه نمی کردی . رنگین کمان من گل را دوست دارم <> تو را هم دوست دارم . گل را برای بوئیدن <> تو را برای بوسیدن . گل را برای یه لحظه <> تو را برای همیشه . ۱۰۰ بار قسم خوردم که نامت را به زبان نیارم ولی افسوس که قسم هم نام تو بود . عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد . 3 3 3 3 3 3 3 3 3 3 برو پائین سر کار نیستی 3 3 3 3 3 3 3 3 3 3 یه کم دیگه برو میرسی باور کن سره کاری نیست 3 3 3 3 3 3 3 3 3 3 3فارشی دوست دارم . هرگز به کسی نگاه نکن وقتی قصد دروغ گفتن داری ..... هرگز به کسی محبت نکن وقتی قصد شکستن قلبش را داری ..... هرگز قلبی را قفل نکن وقتی کلیدش را نداری .... اگه کسي دستهات رو گرفت – قلبت لرزيد ‚ عجله نکن !!!............................... شايد بابا برقي باشه
عشق از ديد حاج آقا : استغفرالله باز از اين حرفهاي بي ناموسي زدي
(جمله ي عاشقانه : خداوند همه ي جوانان را به راه راست هدايت كند )
ـ عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمول
(جمله ي عاشقانه : آه عزيزم به اندازه ي سطح زير منحني دوست دارم)
ـ عشق از ديد بقال سر كوچه : والا دوره ي ما عشق .. نبود ننمون رفت و اين سكينه خانوم رو واسمون گرفت
(جمله ي عاشقانه : سكينه شام چي داريم ...)
ـ عشق از ديد اصغر كاردي (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقي
( جمله ي عاشقانه : چاقو خوردتيم لوتي)
ـ عشق از ديد يك دختر دانش آموز كمي بي غم : آه عزيزم كاش الان پيشم بودي، بغلم ميكردي ، سرمو ميزاشتي رو شونه هات ( جمله ي عاشقانه : دوست دارم عزيزم )
ـ عشق از ديد مادر بزرگم : اين حرفهاي بد رو نزن ، راستي اين دختر اقدس خانوم خيلي دختر خانوم و با كمالاتيه ، تازه تحصيل كرده هم هست (جمله ي عاشقانه : بريم خواستگاری)
ـ عشق از ديد ... (خودتون ميفهميد از ديد كي ) : عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا هزينه ي عمل كردن دماغمو نميدي ... ، واسه ناهار بريم سورنتو، سالي با دوستش هم قراره بياد ، دوست سالي واسش يه ماتيز خريده ( به قول بعضي ها دوو منگل) تو حتي حاضر نيستي واسه من كه اين همه دوست دارم حتي يه پرايد بخري
(جمله ي عاشقانه : عزيزم گوشي سوني ميخوام و ... راستي دوست هم دارم)
ـ عشق از ديد كسي كه باراوله كه عاشق ميشه :عزيزم باور كن حتي يك لحضه بدون تو نميتونم زندگي كنم، تو واسم همه دنيایی ( جمله ي عاشقانه : فدات شم عزيزم خيلي خيلي دوست دارم )
ـ عشق از ديد كسي كه بار اولش نيست : عزيزم خيلي دوست دارم ، باور كن به خاطر تو شبها با پاي برهنه ميخوابم
( جمله ي عاشقانه : آه عزيزم ديرم شده بايد برم )
ـ عشق از ديد يك راننده : "راديات عشق من از برايت جوش آمده" ،" باور نداري بر آمپرم بنگر"
( جمله ي عاشقانه : عزيزم دوست دارم... بو بو بوغ )
ـ عشق از ديد بعضي ها : آه خدا يعني ميشه بياد خواستگاريم ...
(جمله ي عاشقانه : يا شابدالعظيم 1000 تومن نذرت ميكنم بياد خواستگاريم )
ـ عشق از ديد ارازل و اوباش : عشق .. سيخي چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه ، خونه خالي نداري ...
( جمله ي عاشقانه : بوبوغ ... خانوم بيا بالا خوش ميگذره )
ـ عشق از ديد كسي كه در عشق شكست خورده : عشق يعني كشك
( جمله ي عاشقانه : برو كشكتو بساب )
از زندگي هر انچه لياقتش را د اريم به ما ميرسد نه انچه که ارزويش را داريم
اگه یه روز سراغم رو گرفتی و ازم خبری نشد سری بهم بزن احتمالا بهت احتیاج دارم
ye roz ye done mikhe miyofte to ab zang mizane farar mikone
دیشب تو را ز مستی تشبیه به ماه کردم / خاک تو سرم تو زشتی من اشتباه کردم
ye khodkar ghermeze dadashesh mimire ta ye hafte black minevise
اگه از کنار یه گنجشک رد شدی نپرید فکر نکن دوست داره!تو رو ادم حساب نکرده
ye roz ye joje tighi dashte ba ye kiviye mirafte.az joje tighi miporsan in kiye?mige
dadashame .sarbaze
بخشندگي را از گل بياموز، زيرا حتي ته كفشي كه لگدمالش ميكند را هم خوش بو ميكند
زندگي 3 ايستگاه داره!عشق...جدايي....و مرگ آقا قربونت ايستگاه اول پياده مي شيم
نگاهي آشنا به ياس کردم ..تو را در برگ گل احساس کردم ...خلاصه در کلاس ناز چشمت دو واحد عاشقي را پاس کردم
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است
زندگي زيباست نه به زيبايي حقيقت.حقيقت تلخ است نه به تلخي جدايي..جدايي سخت است نه به سختي تنهايی
ba gooshit chikar kardi?harchi migiram mige moshtarake morede nazar dar ghalbe shomast
لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستيم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند...
ba tavalode dovomin GOSFANDe shabih sazi shode dige nemitonam behet begam "DONYA DIGE MESE TO NADARE
ميگي گل رو دوست داري ولي ميچينيش... ميگي بارون رو دوست داري ولي با چتر ميري زيرش... ميگي پرنده رو دوست داري ولي تو قفس ميندازيش... چه جوري ميتونم نترسم وقتي ميگي دوستم داري؟؟؟
salam .......man az edareye bargh mozahemetoon misham......shoma shakie khosoosi darin!!!!! akhe barghe cheshatoon ye nafaro koshte
اميدوارم در اين سال جاری پله های ترقی را يکی يکی طی بکشيد
خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد
اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت میمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری
شباهت آقایون با آگهی بازرگانی چیست؟ شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیزی برای زمانی بیش از ۶۰ ثانیه دوام نمی آورد
يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي... اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پیش آمدند. دلم برات تنگ میشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه میزنم.
هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد
مهرباني را در نگاه منتظر کودکي ديدم که آبنباتش را به دريا انداخت تا اب شيرين شود
vaghti omadam chonan haleto migiram ke nafaset band biyad az tars pahat belarze hamchin aberooto mibaram ke sareto bala nagiri bache soosool man ghabze mobayletam
اميدوارم خوشتون اومده باشه
شاعر اين مثنوي ديوانه نيست با رياضي خوانده ها بيگانه نيست
روز و شب خواب رياضي ديده ام خواب خطهاي موازي ديده ام
كاش در دنيا نشان از غم نبود صفر صفرم اينقدر مبهم نبود
حال ،بشنو اندكي از رشته ام مثل يك زالو به خونش تشنه ام
در رياضي چهره اي شاداب نيست هشت ترمي ،در انجا باب نيست
بچه ها پيوسته دشنامش دهند گوش خود اما به فرمانش دهند
اي رياضي ،اي رياضي چيستي؟ مي بري هردم به تيغت ،كيستي ؟
تاكه اسمت بر زبانم سبز شد كل مغزم پيچهايش هرز شد
چون براي درسهايي مثل جبر گاو نر مي خواهد و يك مرد گبر
شخصيتهايي چنان فرما وگوس هر كدامش قامتم را داده قوس
بچه ها از قضيه گريان مي شوند بهر اثباتش پريشان مي شوند
بهر تنها يكصدم پايان ترم جمله مي لولند انجا مثل كرم
نانشان را همچواجر كرده است اينچنين امثال تيلور كرده است
جمله دانشجو به ظاهر مثل گل ليك در عقل وسيرت گشته خل
روزها در محضر فيثاغورس مي شود ديوانه وبي حال وحسمي شود
مي رود گاهي به چپ ،گاهي به راست مثل يك دنباله ناهمگراست
شب وليكن تا سحر خر مي زنند صحبت از دنياي ديگر مي زنند
پر اميد از شيوه اقليدسي است بينوا كف كرده در روياي بيست
چونكه انجا بيست از ان خداست نوزده را ول كه سهم انبياست
از ميان سيزده دانشكده زير ده ،گويي ميانگينش زده
از رياضي گشته خر باهوشتر كرده كمتر راه خود را بر وتر
قضيه اي را مي برد دائم به كار قضيه اي در هندسه، نامش حمار
مي زنم فرياد لبريز از يقين اي فغان از دست استوكس وگرين
ان رياضي يك،به زحمت پاس شد نمره ام ده شد ولي سر طاس شد
صنعتي من زلف ومويي داشتم بين ياران ابروئي داشتم
مي زدم فرق وسط ،گهگا ه رپ مي شدم پشت تريبونهاي گپمي شدم
از چه رو كردي سرم را طاس طاس؟ اي دريغ ،افتادم از اند كلاس
اي رياضي خوان شاعر گوش كن پنبه غفلت برون از گوش كن
رشته ها را غرق حلاجي مكن مسخره بر برق و نساجي مكن
مثل اين جادو گران پير زن اينقدر چون غربتي ها غر نزن
چون بهشتي بوده گر در اسمان برزمين شد صنعتي در اصفهان
شعر من لبريز از رمز بود هر چه در بالا سرودم طنز بود
خنده بر هر درد بي درمان دواست خنده بسيار هم نوعي بلاست
اي عزيزان،غصه را باطل كنيد خنده را در كار خود داخل كنيد
ليلي و مجنون يكديگر شويد بي خيال درس، بازيگر شويد!
آخرين نوشته ها
![]()
All Rights Reserved 2007 © .:. Template Edited by Mohammad Golzar